تبلیغات
غزل باران - سعید رستگار مند

چون شورشی که سلطه ی خان را به هم زده است
گل های دامن تو خزان را به هم زده است

حل میشود تمام تنت در مسیر باد
رقص تو باز نظم جهان را به هم زده ست

لب های سرخ توست پر از واژه ی جدید
این واژه نامه هات زبان را به هم زده ست

هی شاخ گل به دست گرفتی دم اذان
گل دسته هات نظم اذان را به هم زده ست

در هر قمار چشم تو برگ برنده ایست
چشم تو هرچه سود و زیان را به هم زده ست

دست از هدایت من بی دین بکش برو
موسی! صدات خواب شبان را به هم زده ست

.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • ووگیگ