تبلیغات
غزل باران - محمد سلمانی
بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست 
باور كنید پاسخ آیینه سنگ نیست 
سوگند می‌خورم به مرام پرندگان 
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست 
با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما 
وقتی بیا كه حوصلة غنچه تنگ نیست 
در كارگاه رنگرزانِ دیار ما 
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست 
از بردگی مقام بلالی گرفته‌اند 
در مكتبی كه عزّت انسان به رنگ نیست 
دارد بهار می‌گذرد با شتاب عمر 
فكری كنید فرصت پلكی درنگ نیست 
وقتی كه عاشقانه بنوشی پیاله را 
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست 
تنها یكی به قلّه تاریخ می‌رسد 
هر مرد پا شكسته كه تیمور لنگ نیست  
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • ووگیگ